عبد الحسين نوايى

7

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

و سيف الدوله لقب داده‌اند . وى كه ذاتا مردى خشن و سختگير و سنگدل بود ، در كشتن شورشيان از هيچگونه بىرحمى فروگذار نكرد . نوشته‌اند كه روزى به قتل جمعى از آنان فرمان داد . طفلى در آن جمع بود . وزير دستور داد تا او را نيز بكشند و چون هيچكس حاضر به كشتن طفل خردسال نشد ، خود برخاست و آن كودك را خفه كرد و گفت فرماندهان شورشى نيز روزى طفل بودند و سپس كارشان بدين جا كشيد . اصل بد بايد ريشه كن شود . به جاى وى نصوح پاشا در 12 جمادى الاخرى منصب وزارت عظمى و امارت لشكر ( سر عسكرى ) يافت و او ترك مخاصمه با ايران را اعلام كرد و سربازان را مرخص نمود و قرارداد صلحى با شاه عباس منعقد نمود . به موجب اين قرارداد كليهء مناطقى كه در دست ايرانيان بود متعلق به ايران شناخته شد و از دويست بار ابريشم نيز صرف نظر گرديد . در همين سال دولت هلند نيز به كسب امتيازات كنسولى از باب عالى توفيق يافت و معاهده‌اى درين مورد بين دولت عثمانى و دولت هلند بسته شد . نصوح پاشا چندى بعد به عنوان قصور در جلوگيرى از حملهء قزاقها به بندر سينوپ و پنهان داشتن خبر اين حادثه از سلطان عثمانى به قتل رسيد ( 13 رمضان 1023 ه - 17 اكتبر 1614 م . ) وى اصلا پسر يك مسيحى بود از مردم آلبانى و نخست به عنوان بالطه‌چى ( قراولان تبردار ) وارد خدمت سلطان ترك شد و مرتبا مقامات مختلف را يكى بعد از ديگرى طى كرد تا به وزارت عظمى رسيد . نصوح پاشا بسيار جاه طلب و آرزومند منصب صدارت بود . به طورى كه حتى يك بار خواسته بود با پرداخت چهل هزار دوكا اين منصب را بخرد . در شرح حالش نوشته‌اند كه همان‌طور كه به آسانى مرغى را مىكشند ، انسانى را سر مىبريد . محمد پاشا داماد سلطان به جاى وى وزارت عظمى يافت و سلطان احمد كه از مصالحه با ايران ناراضى بود ، وى را مأمور حمله به ايران و تصرف ايروان نمود . محمد پاشا در 23 ربيع الاخر سال 1024 ه از اسكوتارى حركت كرد و اواخر تابستان به حلب رسيد و زمستان را در ناحيهء قرامانى گذرانيد . در خلال اين احوال ، سفير ايران به قسطنطنيه رسيد . ولى نتوانست به نزد سلطان باريابد . سال بعد ( 1025 ه - 1616 م . ) وزير اعظم نخجوان را پس از يك محاصرهء چهل روزه تصرف نمود و دستور داد تا دلاور پاشا حاكم ديار بكروتكلى محمد پاشا حاكم وان به ايروان حمله كنند . با اين همه به فتح ايروان توفيق نيافت بلكه عدهء زيادى از سربازانش هنگام عبور